شوالیه‌ی افسرده سیما

پیوندهای روزانه

من، مشغول بداهه نوازی در مقام مگسی

سه شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۰۶ ب.ظ

ژان سوله


حافظ هم میفرمان_ البته مطمئن نیستم حافظ میفرمان یا شاعر دیگری میفرمان، حال هم ندارم یک تب جدید باز کنم و گوگلش کنم_ که: «چه شکرهاست دراین شهر که قانع شده اند/شاهبازان طریقت به مقام مگسی» حالا فکر نکنم ربطی به تصویر داشته ولی خودم این بیت را دوست دارم. نمیدانم چه آرایه و تناسبی انقدر شیرینش کرده. و حتی نمیدانم شاعر اینجا چه منظوری دارد. ما باز های کدام شاه بودیم؟ این طریقت که میگوید جریانش چیست؟ سرش کجاست؟ تهش کجاست؟ شاید وخامت اوضاع دنیا از همین جا آب میخورد.همین که هیچچی معلوم نیست. همه بر پایه ی اوهام زندگی میکنیم. هرکس بر اساس وهم خودش روی دیگران تاثیر میگذارد و از وهم دیگران تاثیر میپذیرد. حاکمان بر پایه ی وهم خودشان حکومت میکنند. مردم بر پایه ی وهم خودشان حکومت ها را سرنگون. بر پایه ی وهم است که «کارهای خوب» میکنیم و بر پایه ی وهم کار بد را قضاوت میکنیم. چه غلطی کردیم که خدا از بهشت اطلاق پرتمان کرد اینجا؟ زنحیرمان کرد در میان یک رشته اوهام متعارض. کاش اینطور نبود. اگر نبود چطور میشد؟ چه اهمیتی دارد؟ یک وهم دیگر. همه اش همین.

 مسخره ست. با اینهمه هرچه درباره ی وهم، روده درازی کنم نهایتا وهم خود من است. اینجاست که مثل روحی که از تن کنده میشود، آدم هم از ذهنش جدا میشود و میرود بالا. معلق.

۹۶/۰۵/۲۴
شوالیه‌ی افسرده سیما

معلق بازی

نظرات  (۱)

۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۴ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
حافظ فرمود:
عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام می‌ام ده که به پیری برسی
چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند
شاهبازان طریقت به مقام مگسی
پاسخ:
عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی.... :(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">