شوالیه‌ی افسرده سیما

پیوندهای روزانه

شرم

سه شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۳۶ ب.ظ

پستی گذاشتم و از ابتذال نالیدم. دوستانم لطف کردند و کامنتهایی ذیل پست آمد و بحثی هم در گرفت. بحث که نه اما حداقل ذهنم دستخوش مناقشاتی شد. مسی ریکا، کازیمو، آقای ابریشمی، امین... راستش هرچه بیشتر فکر کردم بیشتر از خودم خجالت کشیدم. گویا دراین میان خودم از همه مبتذل تر بودم! شاید فصل الخطاب همان بود که آقای ابریشمی گفت، که حقیقت سواد پوکی و ابتذال است. البته که من ابتذال را در «بی دردی» آدمهای جامعه میدیدم. اما خودم کجا هستم؟ کجای ساحت تفکر جا گرفته ام؟ چه چیزهایی میدانم؟ ترسناک تر این که چه چیزهایی هست که میتوانم بدانم و چه چیزهایی را نمیدانم که نمیدانم. اصلا دانستن دردی دوا میکند؟ دردمندی خوب است یا بد؟

من محدود تر از آنم که مثل انسانی در قرن بیست و پنجم فکر کنم. محدود تر از آنم که مثل انسانی در عصر حافظ بیندیشم. محدود تر از آنم که مثل یک متخصص جراحی قلب به دنیا نگاه کنم و محدود تر از آنم که به دیده ی یک قاضی بازنشسته درآیم. دوست داشتم همه بودم. با همه نگاه ها میدیدم و به تمام زبان ها «ناطق» میشدم. دوست داشتم به تمام تاریکی های اندیشه سرک میکشیدم و تمام حقیقت را یک جرعه سر میکشیدم(نمیشود؟ شاید...)

قبلتر ها از دین برائت جستم. فکر میکردم خدا را علم کردند که پاسخ تمام مجهولات را یک سره بگیرند. فکر میکردم خدا را به عنوان پشتوانه ی قوانین انسانی میخواستند. الان فکر میکنم خداجویان دغدغه ی شریفی داشتند. دغدغه ی همه بودن. دغدغه ی وحدت.

نمیدانم. شاید هم نه.

۹۶/۰۳/۰۹
شوالیه‌ی افسرده سیما

نظرات  (۲)

شاید...شاید محدودیت داشته باشین از اینکه مثل آدمای دیگه ای فکر کنین و به زندگی نگاه کنین!ولی شما هیچ محدودیتی از این که خودتون باشین با تفکرات خاص خودتون ندارین!:)
شاید اونطور که باید نمیذارین پرهام،خود «پرهام» بمونه!تفکرات پرهام خاصه...و در نوعش از نظر من خیلیم فوق العادس ...شما زیادی از منظر انتقاد به پرهام نگاه میکنین و نوع تفکرشو مواخذه میکنین!شاید تو درجه اول لازم باشه با خودتون کنار بیاین و اجازه بدین فکرتون اوج بگیره!هیچ پرنده ای نمیتونه پرواز کنه،اگه به قدرت دستاش باور نداشته باشه:)
+تا حالا اسم خودمو تو پستی ندیده بودم!:))
پاسخ:
[آیکون ذوق زدگی مفرط از لطف شما] :-)
حرف های شما متینه. این کمالگرایی من داره آزارم میده شاید. با این همه هنوز اون سوال باقیه که کدوم تفکر به حقیقت نزدیک تره؟ 
اصلا دوست داشتم اونقدر ارتفاع بگیرم تا از بالا به تمام دنیای تفکر انسانی نگاه کنم و حقیقت رو بفهمم. که البته شاید این هم تصور موهوم ذهن من باشه و چنین چیزی خواسته صرفا برخاسته از محدودیت من باشه.

ممنون از این که افکارتون رو به اشتراک میذارین، او نگاهتون درباره ی اشعار هنوز هم من رو به فکر کردن واداشته. فکر میکنم نظر شما به حقیقت نزدیک تر بود.
کمال گرایی خوبه...عالیه...اینکه باور نداشته باشی تواناییشو داری بده!:)
شاید تعریف درست خواص هم همین باشه!!افرادی که بلدن از دیدگاه خودشون به کائنات نگاه کنن!تفکر خودشونو شناختن و روش مسلط شدن!

بیشتر ممنون از شما بابت اینکه حرفایی میزنید که آدمو وادار به فکر کردن میکنه!توانایی ایه که هرکسی نداره :)

وقتی به این نتیجه رسیدم که بعد دیدن یه فیلمی به حدی به ذوق و شعف اومده بودم که با اندکی اغراق باید بگم حاضر بودم همون لحظه باقی مونده عمرمو تقدیم کارگردانش کنم که بازم ازین فیلما بسازه!
هر صحنه از فیلم میفهمیدم که مثلن این نماد چیه یا منظورش از این جمله ی به ظاهر معمولی چی بوده در حد مرگ کارگردانو تحسین میکردم...
بعد که مصاحبه با کارگردانشو خوندم و یکی ازش پرسیده بودم واقعن فیلمتون سمبلیک بوده در کمال صداقت گفت نه!!
گفت من ترسی از کسی ندارم که بخوام با نماد حرف بزنم...چیزی بخوام بگم راحت میگم!همونجا بود که متوجه شدم اون چیزی که توانایی اسطوره سازی داره ذهن خودمونه!ماییم که به چیزی معنی میدیم!
یه جمله بود تو فیلم مارمولک...میگفت به اندازه ی آدم ها راه هست برای رسیدن به خدا....منم تعمیمش میدم به اینو میگم به اندازه آدم ها مفهوم هست تو یه جمله...تو یه بیت شعر...تو یه شی!!
نمیتونیم بگیم کدوم درسته یا غلط...چون ذهن یه آدم اونو پذیرفته!
پاسخ:
چی بگم. خیلی پیچیده شد همه چی! عجیبه که عارضه های روانشناختی هم میتونن توی تفکر ما تاثیر بذارن، مثلا همین احساس ناتوانی.
خب این همه از محسنات اون فیلم و از سجایای کارگردانش گفتید حداقل فیلم رو هم معرفی میکردین بریم ببینیم چیه داستان! :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">