شوالیه‌ی افسرده سیما

پیوندهای روزانه

برای جان لانگ سیلور#repost

شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۰۷ ق.ظ

 

   اگر بخت با شما یار بوده باشد و در نیمه ی دوم دهه ی هفتاد به دنیا آمده باشید (؟) احتمالا برنامه ی تلویزیونی "سینمای کودک و نوجوان" را به یاد دارید . برنامه ای که فقط تابستان ها پخش می شد و هر روز یک فیلم سینمایی یا انیمیشن مخصوص کودک و نوجوان پخش می کرد . خیلی از فیلم ها معمولا تکراری بودند و هر سال نشانشان می داد مثل مجموعه ی "تنها در خانه" . ولی گاهی هم انیمیشن های جدید و موفق آمریکایی را پخش می کرد . 

    یکی از انیمیشن هایی که همیشه مرا مجذوب خود کرده و تا امروز شاید آن را هزار بار دیده ام "سیاره ی گنج" است . سیاره گنج اقتباسی سینمایی است از کتاب "جزیره گنج ر.ال.استیونسون" است . قهرمان این فیلم پسرک نوجوانی به نام جیم است . جیم پسر متمرد و سرکشی است که هنوز نتوانسته خود را با جامعه و ضوابط دنیای پیرامونش وفق دهد . علاف و بیکار است . دائم برای مادرش دردسر درست می کند و خلاصه شمایل کاملی است از یک "بازنده" . اگر در دوران کودکی به خاطر تفنگ های لیزری و دزدان دریایی فضایی و سایر جذابیت های کودکانه ، این فیلم تماشا می کردم ؛ این روز ها که این فیلم را میبینم بی اندازه مجذوب شخصیت فرومانده و منکوب جیم میشوم . واقعا با این پسر همذات پنداری می کنم . در اوایل فیلم در جایی مادر جیم خطاب به او می گوید :"جیمی! من نمیتونم صبر کنم ببینم داری آیندت رو خراب می کنی !" اینجاست که من و جیم هر دو با هم پوزخندی میزنیم و میگوییم :"کدوم آینده ؟"

    فیلم به خوبی و خوشی پایان می یابد . جیم را نشان می دهد که بالاخره استعداد های خاصش را شکوفا کرده است . همان قرایحی که زمانی باعث دردسر و طرد شدنش میشد... خلاصه همان پیام کلیشه ای این قبیل فیلم ها که "خودت باش" و تو "خاص هستی" و "برو دنبال رویاهات" و فلان و بهمان .

    این روز ها حس کنم من هم مثل جیم به یک سفر پر ماجرا نیاز دارم . سفری که در انتهایش آدم دیگری شده باشم . من به یک جان سیلور نیاز دارم . کسی که مرا از این ورطه ی اهمال و بی اعتنایی بیرون بکشد . یادم دهد که چگونه روی عرشه تعادلم را حفظ کنم . یادم دهد چگونه طناب نجاتم را محکم گره بزنم . یادم دهد چگونه بادبان ها را برافرازم . کنارم بنشیند ، سکان قایق را دستم دهد تا در میان ستاره ها راهم را پیدا کنم . دنبال کسی میگردم در درون خودم . 

    در اواسط فیلم قطعه ای چند دقیقه ای وجود دارد که تحول جیم را در خلال تصاویر و آهنگ پس زمینه ی بی نظیری که پخش میشود به تصویر می کشد . این آهنگ فوق العاده همیشه مرا مسحور می کند . انگار که از زبان من سروده شده باشد . 


این هم soundtrack ای که بهش اشاره شد. im still here از جان رزنیک.



دریافت با کیفیت اصلی

حجم: 3.82 مگابایت

این هم موسیقی تیتراژ شروع اون برنامه ی "سینمای کودک و نوجوان" که بعد ها شد "تماشاخانه". ترکیش مارچ از موتزارت



دریافت



پ.ن. این پست از اولین وبلاگ بیانم بود. همین تابستون بود که ساختمش. انگار چند قرن گذشته. راستش وبلاگ اولمو با تمام متعلقاتش پاک کرده بودم. اتفاقی چند تا از مطالبشو توی اینترنت پیدا کردم. توی این سایت هایی که نمیدونم با چه انگیزه ای مطالب وبلاگارو بازنشر میکنن. به مرور پست های دیگر رو هم میذارم. حس خوبی دارم نسبت بهشون.

۹۵/۱۱/۳۰
شوالیه‌ی افسرده سیما

نظرات  (۵)

آقا من این انیمیشن رو خیلی دوست داشتم
پاسخ:
هوم. واقعا قشنگ بود.
من نسبت به این انیمیشن سیاره گنج احساس خوبی نداشتم . ولی ممنون که یادم انداختی . میرم دانلودش میکنم ...

بارها و بار ها دیدمش انقدر که سی دیش خش برداشت و به کل نابود شد . 
برام خیلی ترسناک و استرس زا بود ... رعب اور ترین قسمتش اونجایی بود که حمله میکنن به رستورانشون ... دقیق یادم نمیاد . وای مثل یه کابوس بود . لعنت بهت پدرام !! (این ازین لعنت خوبا بودا !)
پاسخ:
آقا کجا ترسناک بود:| پس اون سریال "داستان های باورنکردنی شبکه 5" رو چی میگی P:
این خش برداشتن سی دی هم از نوستالوژی های نسل ماست!
"لعنت خوب" بر خودت!
راستی لعنت رو پدرام فرستادم ! تو پرهامی:دی
پاسخ:
اوکی داوش! فکر کنم این معضل "پدرام" و "پرهام" برای تو یه چیزی تو مایه های همون معضل عمومی "ابولفضل پورعرب" و "فریبرز عرب نیا"ست. همش اشتباه میشن این دو تا:دیییی(الان درست گفتمشون؟:|)
ازون دست کارتوناییه که هزاربار دیدمش ولی هیچوقت نه از دقیقه اولش دیدم و نه تا دقیقه آخرش!-_-
اکثرن طرفای عید پخشش میکردن...وقت خونه تکونی بود و اینا تلوزیون از برق کشیده میشد به دلایلی که هنوزم نفهمیدم!!همیشه م وسط کارتون من!:|
یادمه یه موجود عجیبیم توش بود که با این کاپیتانه بود ولی یادم نیس چه شکلی بود!:/
جواب کامنت سینا رو که دیدم گرخیدم!!اصن اون لعنتی هم جزو فیوریتام بود هم در حد مرگ ازش میترسیدم!فک کنم همونیه که یه مرد خوفناک یه فیلماییو نشون میداد بعد باید حدس میزدی واقعیه یا نه!!!!
پاسخ:
خب ببینیدش سر فرصت. یکی از قشنگ ترین کارتونای دیزنیه.
قطع کردن تلویزیون وسط کارتون! یکی دیگه از نوستالوژی های نسل ما:دییی

مرد خوفناک!:))) آره همون بود. انصافا خود مجریه انگار روحی چیزی بود:/
خوندن یه کتابایی...دیدن یه فیلمایی...میتونه همون سفر پر ماجرایی باشه که میخوای!:)
پاسخ:
آره واقعا. ولی هیچ چیز جای تجربه ی واقعی رو نمیگیره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">